ای قصه ی نانوشته خوان - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 16:21
خسته ام چیزی نمی نویسم مرا از این نانوشته ها بخوان
دوووووری - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 9:26
شاید هم دوست داشتن، نمکی باشد روی زخمِ دوری ...
ای قصه ی نانوشته خوان - تاریخ: 1398/3/16 ساعت: 15:34
خسته امچیزی نمی نویسممرا از این نانوشته ها بخوان
کوهبهکوه - تاریخ: 1398/3/16 ساعت: 15:34
من را از درد ِ بعد از دردتردید ِ پس از تردیدهارنجهای پس از رنجشهابه تلخیِ سعادتمندی نرسان. من را به خوشبختیِ تلخ ِ زهرآلوده نرسان...
عادت - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
لعنتی٬ به بد چیزایی عادتم داد: قرص خواب و تب شعر و چشم بی خواب ...
لعنتی - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
به غرورت هیچ وقت نگو "لعنتی" لعنتی ها، "بغض" و "خجالت" و "سکوت"اند.
من از نهایت ِ سقوط حرف میu200eزنم ... - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
اگر به خانهu200eی من آمدی ای مهربان برای من، کمی عطر نایاب ِ "باور" بیاور.
عـِطر - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
کاش میشد عطر اسپند را، سنجاق کرد به بعضی عکسها ...
جزوهنوشتها - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
تو صنم نمیگذاری، که مرا نماز باشد (+)حالا درس و مقش(!) پیشکش ...
اولین شب آرامش - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
انشالله سرنوشت هیچکس شبیه فیلمایی که تو ایستگاه راه آهن شروع یا تموم میشن نشه ... بگو آمّین
آئینهوار ... - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
هرچند عاشق "ترانه"ام اما "غزل" خداحافظی چیز دیگریست ...
یادگار - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
بسم الله و سلام! * از مولانا
بهار - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:31
و خدايي كه در اين نزديكي ست بعد اين همه درد و دوري ...